تبليغاتX
asheghi




asheghi

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
:
 
آموزش دختر ازاری
 

.تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید

۲٫ پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

۳٫توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت ۵۰ کیلومتر حرکت کنید

۴٫توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید

۵٫توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ روی با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

۶٫توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید

۷٫توی جشن تولد یکی از دخترای فامیل تا اومد شمع ها فوت کنه همه رو خاموش کنید

۸٫اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود

۹٫اشتباهات لغوی دخترا رو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

۱۰٫تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذاریید

۱۱٫ عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

۱۲٫روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکن

۱۳٫اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴٫تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو ۱۰۰۰ صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید

۱۶٫به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

۱۷٫ شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش سرش رو باز کنه

۱۸٫ زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
۱۹٫ از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

۲۰٫ توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید

۲۱٫ توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید

۲۲٫ تو خیابون به یه قسمت از لباس یا صورت یه دختر خیره بشید وبزنید زیر خنده      ((نمی دونید دختره چه حالی میشه )

 


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 22:0 | |                              

 

  نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 14:52 | |                              

 

  پیر مردی در ساحل دریا در حال قدم زدن بود ، به قسمتی از ساحل رسید که هزاران ستاره دریایی به

 خاطر جزر و مد در آنجا گرفتار شده بودند . دخترکی را دید که ستاره های دریایی را می گرفت و یکی

 یکی آنها را به دریا می انداخت . پیرمرد به دختر ک گفت : دختر کوچولوی احمق ، تو که نمی توانی همه

 این ستاره های دریایی را نجات بدهی ، آنها خیلی زیاد هستند . دخترک لبخندی زد و گفت : می دانم

 ولی این یکی را که می توانم نجات بدهم و یک ستاره دریایی را به دریا انداخت و این یکی و به دریا

 انداخت و این یکی ...


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 14:50 | |                              

 

درباره خودم
 

 

 

 سلام به دوستان گل خودم

 

 

نون و پنير و سبزي مي بوسمت بلرزي نون و پنير و گندم يادت تو قلبه مردم نون و پنير و فندق لبت هميشه خندون نونو پنير و رامک !جيگر عيدت مبارک ********* 

 


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 18:23 | |                              

 

جوک ترکی
 

 

 از ترکه میپرسن: پیغمبر کی به رسالت رسید؟ میگه: ایلده بیلمیرم، من سید خندان پیاده شدم!!!

---------------------

تركه از طبقه صدم یه ساختمون میپره پایین، به طبقه پنجاهم كه میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش كه بخیر گذشت!

----------------------

تركه اسم بچه شو میزاره حسین، هی راه میرفته بهش میگفته: حسین جان آب میخوری!!!!

-------------------

به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!

---------------

تركه شب كه میشه میخوابه خواب حنا بندون عروسیشو میبینه صبح كه از خواب بلند میشه میبینه تو خودش ریده دستشو تو شورتشه

----------------------------

تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش میگه: امشب حتما" بیا خونمون هیچكی نیست. دختره با 1000 امید و آرزو میره زنگ خونه تركه رو میزنه میبینه هیچكی نیست!!!

-------------------------

ترکه میگوزه یه متر پرت میشه جلو بهش میگن چی شد؟ میگه هیچی تودنده بود!!


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 15:50 | |                              

 

جوک رشتی
 

 

♣♣ یه رو به یه رشتی sms میدن که زنت پیشه ماست...رشتیه میگه :گوه تو دهنه هر کس که sms تکراری بفرسته!

----------------------

به رشتیه میگن: شما تا حالا تو صف كسی رو هول دادین؟ میگه: نه، ولی یه بار هول شدم تو صف دادم!!!

---------------------

از زن رشتیه میپرسن:شما موقع عشق بازی با شوهرتون صحبت می كنین؟میگه: اگه زنگ بزنه ، خب آره!!!!!!

--------------------

 از یه رشتیه میپرسن: شما با چه سهمیه‌ای وارد دانشگاه شدی؟ میگه: بنده افتخار میكنم گه فرزند سه تا شهیدم!!!

---------------------------

رشتی از زنش میپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابیدی؟ زنش میگه:یكی بغل تو،یكی بغل بابام، یكی بغل مامانم بغل بقیه تا صبح بیدار بودم

-------------------------------

رشتیه صبح از خواب پا می شه میبینه چهار تا آجر زیرش گذاشتن زنشو بردن !!!

----------------------------------------

بچه رشتیه به باباش میگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتی رو صفحه کامپیوتر ؟ باباش میگه هیسسسسسسسس... صداشو در نیار از اینترنت دانلودش کردم

-----------------------------------

 رشتیه به دوستش میگه: زن گرفتم.دوستش میگه: چه جوریه؟ میگه: ناز، توپل، چشم آبی، سفید، موهاش بولند، اصلا بیخیال خودت می آیی میـ..نی می بینی!!!!

-----------------------------------

 رشتیه عروسی می‌كنه، شب اول با خانوم میرن تو حجله. فردا رفقا ازش می‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! میگه:‌ اَووو! نخیر، كار یه شب و دو شب و یه نفر دو نفر نیست!!!

----------------------------------

 رشتیه میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفته رو زنشه، میگه: ببخشید ‌آقا، شما؟‌ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله رو زنشه. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ رشتیه میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 15:49 | |                              

 

اس ام اس بی معرفتی
 

 

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . . .  این یادت نره . . .

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ‏ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

 تو را برای وفای تو  دوست می دارم، و گرنه دلبر پیمانه شکن که فراوان است...

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

چندی ست که بیمار وفایت شده ام / در بستر غم، چشم به راهت شده ام / این را تو بدان گر بمیرم روی / مسئول تویی که من فدایت شده ام

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

شنیدم سخن ها ز مهر و وفا ، لیک

ندیدم نشانی ز مهر و وفایی

***  *  *  *  *  *  *  *  ***   

خوشا آنان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند

خوشا آنان که در راه رفاقت رفیق با وفا بودند و هستند . .

***  *  *  *  *  *  *  *  ***  

به بزرگی گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ، گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با بی وفایی ساخت با عاشقی سوخت و با جدایی مرد  

---------------------------

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

 

[+] نوشته شده توسط shervin در 6:48 | |                              

 

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net 

فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راههای کشتن گربه دم حجله را آموزش میدهند.

 

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

 

[+] نوشته شده توسط shervin در 6:45 | |                              

 

 
 متنی زیبا و خواندنی در وصف زندگی
  الفبای زندگی ...

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن


چ:
 چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه


ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های دردمند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امیدها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 12:54 | |                              

 

 

چه قدر زود دلبسته مي شويم......

چه قدر زود دست فراموشي را مي گيريم....

چه قدر زود دل تنگ ديروز و امروزمان مي شويم......

چه قدر زود دلهره اتفاق فردا را ميخوريم........................

و چقدر زود رنگ تغييرات را مي گيريم.......

و چه زودتر آنكه عشق مي رود و ما دست خالي مي شويم

و اي كاش

عشق واقعا آن كلمه اي بود

كه تو آن را در پس تك تك سلول هايت ميافتي.......


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 23:0 | |                              

 

  روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو

خوانده میشد:


من کور هستم لطفا کمک کنید...

روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود...


او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و

اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.


عصر آنروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده

 است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را

نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟


روزنامه نگار جواب داد:


چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه

 داد...


 مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:


امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

.....................................................................


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 22:56 | |                              

 

 
روزها گذشت و کبوتر با خدا هيچ نگفت...

فرشتگان سراغش را مي گرفتند و هربار ندايي مي آمد:

او مي آيد چرا که من تنها گوشي هستم که دردهايش را مي شنوم...

و سرآنجام کبوتر روي شاخه اي از درخت دنيا نشست، همه فرشتگان منتظر بودند که چيزي بگويد، اما
 
هيچ نگفت،

ندايي آسماني فرمود:

با من بگو هر آن چه که در سينه ات سنگيني مي کند!

کبوتر گفت:

لانه کوچکي داشتم، آرامگاه خستگي ام بود و سرپناه بي کسي ام، تو آن را از من گرفتي، اين طوفان
 
بي موقع چه بود؟

چه مي خواستي از لانه محقرم؟ کجاي دنيايت را گرفته بود؟


آن گاه ديگر نتوانست چيزي بگويد. سنگيني بغض راه گلويش را بست.

سکوتي سنگين در عرش کبريا طنين انداز گشت...


آنگاه نداي آرامش بخش آسماني فرمود :

ماري در راه لانه ات بود، خواب بودي، باد را گفتم بوزد تا لانه ات واژگون شود و تو از کمين مار پرگشايي...

کبوتر خيره در كار خداي خود ماند!

.......................................................................

نداي آسماني اضافه كرد:
چه بسيار بلاهايي که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي!؟

اشک در ديدگان کبوتر نشسته بود

و ناگاه صداي هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد...

 

[+] نوشته شده توسط shervin در 22:55 | |                              

 

matalebe be ROZ __ ke har RoZ Up Mishavad in Post
   

 

 ----------------------------------------

مهم نیست قشنگ باشی. قشنگ اینه که مهم باشی.... حتی واسه یه نفر


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 6:0 | |                              

 

پسر بودن یعنی چه؟
 

پسر بودن يعني برو چند تا نون بخر 

پسر بودن يعني هي شماره دادن و هي منتظر زنگ بودن

پسر بودن يعني بد و بيراه گفتن به دخترايي که تحويلشون نمي گيرن 

پسر بودن يعني كادو خريدن برای جی اف  

پسر بودن يعني تا کی مفت خوري مي كني 

پسر بودن يعني پس كي دفتر چه اماده به خدمت ميگيري 

پسر بودن يعني به زور سيكل داشتن 

پسر بودن يعني بابا پس كي ميري برام خاستگاري 

پسر بودن يعني مثل خر حمالي كردن 

پسر بودن يعني جوراباتو در بيار حالم به هم خورد

پسربودن يعني چرا كار نميكني ... جون بكن ديگه 

پسر بودن يعني ببخشين ماشين و خونه هم دارين كه... 

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی ،حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

 


 

[+] نوشته شده توسط shervin در 4:7 | |                              

 

www.shervinam.blogfa.com
&